حسن حسن زاده آملى
272
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
كه چون مادّه است تعقّل مىكند ، يا جزئى را كه چون صورت است يا هر دوى آنها را ، و هريك از اين اقسام ( سهگانه ) يا تعقّل مىكند به سبب ( و واسطهء ) جزئى كه چون مادّه است ، يا به سبب جزئى كه چون صورت است ، يا به سبب هر دوى آنها . و اگر تو در اين اقسام تعقّل كنى خطا در جميع آنها برايت روشن مىشود چه اينكه اگر تعقّل كند جزئى را چون مادّه است به واسطهء جزئى كه چون مادّه است پس آن جزئى كه چون مادّه است ( بنابراين فرض ) عاقل لذاته و معقول لذاته است و آن جزئى كه چون صورت است در اين باب بىمنفعت خواهد بود . و اگر جزئى را كه چون مادّه است به واسطهء جزئى كه چون صورت است ( تعقّل مىكند ) پس جزئى كه چون صورت است او مبدئى است كه بالقوه است و جزئى كه چون مادّه است او مبدئى است كه چون صورت و فعل است و اين عكس واجب است ( زيرا واجب اين است كه قوّه شأن مادّه باشد و فعليّت خصيصهء صورت ، و امر در آن فرض مذكور به عكس اين است ) . و اگر جزئى را كه چون مادّه است به واسطهء هر دو جزء تعقّل مىكند پس صورت جزئى كه چون مادّه است حال است در جزئى كه چون مادّه است ، و در جزئى كه چون صورت است پس آن ( صورت ) اكثر از ذات خود است ، و اين خلف است . و مثل همين بيان و مطلب را در جانب جزئى كه چون صورت است اعتبار كن . و همچنين اگر وضع شود ( يعنى فرض شود ) كه اگر ( مجموع ) هر جزئى را به واسطهء جزء ديگر تعقّل كند . پس در اين هنگام همهء اقسام ثلاثه ( يعنى شقوق ثلاثه كه در ابتدا گفت بلكه اين مطلب را تفصيل مىدهم ) باطل است و به صحّت پيوسته است كه نسبت صورت عقليّه به عقل بالقوّه مثل نسبت صورت طبيعيّه به هيولاى طبيعيّه نيست ( زيرا كه